هشدار استاد محقق نسبت حوادث اخیر افغانستان
بسمه تعالى
مردم مسلمان وپر افتخار افغانستان
عزيز ، مجاهدين آزاده قله هاى تسخير ناپذير پامير و بابا
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته .
دراين روزها كه از قضاء الهى دچار
گرفتارى هاى مريضى اولادها و دوستانم در هند هستم در كشور عزيز ما حوادثى در جريان هست كه نه تنها روند ديموكراسى و ملت سازى بر
اساس مردم سالارى دينى وتفكر پلورايسم سياسي وقومى را به خطر مواجه ساخته كه اساس
وحدت ملى ميان اقوام با هم برادر كشور را در آستانه نا بودى قرار داده وزنگهاى خطر
بروز بر خورد هاى سمتى وقومى را به صدا درآورده است .
لازم دانستم كه منحيث كسى كه به
اساس وظيفه ملى و به پيروى از دستورات الهى و آية مباركه قران كريمه:
(يَا أَيُّهَا اْلّذِيْنَ آمَنُوْا اِذَا لَقَيْتمُ الّذِيْنَ كَفَرٌوْا ذَحْفَاً فَلَا تُوَلّوْهُمُ الْاِبَار وَمَنْ يُوَلّهِم ْْ يَوْمَئِذٍ دٰبٰرَه اِلّا مُتَحَرُفَاً لِقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزَاً اِلافُئةٍ فَقَدْ بَاءٓ بِغَضَبٍ مِنَ الَّله ومَأْوَاهُ جَهَنَمٰ ٠٠٠٠٠ )
يعنى اى كسانى كه إيمان آورديد هيجگاه در جنگ
كفارى كه بر شما هجوم ميكنند پشت با آنان نكنيد. كسى كه پشت به دشمن، يعنى فرار
كند بدون جستجوى تاكتيك جنگى و يكجا شدن با مجاهدين ديگر. آنان مورد غضب خدا وند وجايگاهش جهنم است ...
بناءً هيچگاهى در چهارده سال جهاد و دهه مقاومت پشت به دشمن فرار نكرده و ملتم را در كام حوادث تنها نگذاشته، و از جغرافياى مقدس اين آب وخاك ودين وآين پاك مردم، يعنى اسلام عزيز دفاع كرده ام .
من باب يك وجيبه ملى نكات چندى را
به سمع شما ملت عزيز برسانم
.
( ١ ) حلقات فاشيستى وابسته به حكومت هم در دوره پنج ساله
گذشته و هم اين دوره تلاش كردند كه قانون تحصيلات عالى را ازتصويب باز دارند، فقط
بخاطر اينكه چرا در متن فارسى اين قانون، كلمه دانشگاه بكار گرفته شده يعنى آقايان
ميخواهند زبان رسمى مادرى ما را بهتر از خودما بما ياد بدهد كه مناسب اينست كه فارسى
زبانان پوهنتون را به عوض دانشگاه استفاده كنند وجالبتر اينكه بعضى تحليلگرهاى
استخدام شده شان گفتند كه اين كلمه، پوهنتون، اكنون به زبان فارسى درى مبدل شده .
اين خصومت پايان ناپزير با يكى از
زبانهاى رسمى كشور كه زبان محاوره اكثريت ساكنان اين آب وخاك ميباشد، هيجگونه
توجيه منطقى و قانوني نداشته و اهانت آشكار به بخش عظيم مردم كشور است، با زبانى
دشمنى ميشود كه زبان علم و دانش و تاريخ است، زبان مولانا جلال الدين محمد بلخى،
ابو على سيناى بلخى، ناصر خسر قباديانى بلخى و زبان ستيغ قله عرفان ميرزا عبد
القادربيدل و حكيم أبو المجد مجدود حكيم ثنايى غزنوى از افتخارات و مشاهير علمى كشور
است، و نيز زبان تمدن منطقه از هند تا آسياى مركزى و بالكان و زبان رسمى در بار
امپراتوران اين سرزمين از سلسله سلطان محمود غزنوى تا ظهيرالدين محمد بابر واحمد
شاه ابدالى بوده و وصف و كمال بر هيج صاحب بصيرتى پوشيده نيست كه گفته اند.
شكرشكن
شوند همه طوطيان هند ــ زين قند پارسى كه بنگاله ميرود
( ٢ ) ولسى جرگه افغانستان قانون ثبت احوال نفوس را تصويب
كردند كه زير فشار فرمايشات ارگ رياست جمهورى و توزيع پولهاى باد آورده خارجى در
اين قانون هويت حد اقل ٦٢ فيصد مردم افغانستان انكارشد، كه كتمان هويت ملى
و تاريخى اقوام، ظلم عظيم نابخشودنى و اهانت آشكار بتاريخ كشور است كشورى كه در آن
خداوند گلهاى رنگارنى رويانيده بنام اقوام ١٤ گانه اى كه در قانون ذكر شده .
يكى از مدافعين نا آگاه طرح كتمان
هويت ملى اقوام ميگفت، اين معلومات در چپس ديتابيس كارت هست چه فرق ميكند اگر
در تذكره ذكر نشود، ما ميگوييم: بلى برادر تفاوت ميكند .
درچپس كارت بخاطر جاى داده اند كه
در موقع مقررى هويت هر كسي در كمپيوتر واضح گردد تا دست اصلاحات دارى فرمايشى
حكومت قبيله باز باشد كه چه كسى را بر اساس قانون نا نوشته قبيله به پستهاى كليدى
و در آمدزا بگمارد و چه كسى را به شلاق حكم قبيله رد و يا در پستهاى حاشيه اى تعيين
بست كند
.
در تذكره بخاطر اين درج نميگردد كه
ذكر آن در تذكره به دارنده آن هويت، مشروعيت وحقوق مدنى مساوى با ديگران را ميدهد
و ديگر كسى در خانه، ملت پارلمان كشور صدا نمى تواند كه اين سرزمين مال يك قوم است
و ديگران مهاجرند، ديگر كسى به گوش خارجى ها زمزمه نميتوانند كه اگر رييس جمهور از
قومى انتخاب شود كه هويت آن در انظار دنيا در خانه ملت مخفى شده است ، جنگ داخلى
ميشود و در نتيجه دنيا قيامت ميشود، و سر انجام ديگر مهاجمانى از لشكر تا دندان مسلح
بنام كوچى بر سر خانه، باغات، مزارع و مراتع اقوام ديگر به جرم اينكه كتمان هويت
شده هستند هجوم نميتوانند وحرث و نسلشان را نميتوانند نا بود كنند و نيز زمين هاى
شان به ديگران توزيع و خود شان آواره مناطق داخل وخارج نميشوند وميتوانند بأسر بلند
ره بروند چون هويت شان قاچاق نيست
( ٣ چندى پيش دانشجويان دانشكده علوم اجتماعى كابل
اعتراضاتى مبنى بر وجود تبعيض وبي عدالتى در آن دانشكده داشتند كه بعد از يك دوره
تحصن مسالمت آميز و يك دوره اعتصاب غذايى دشوار ٨ روزه سر انجام خواسته هاى شان،
مبنى بر تبديلى رييس و فيصل يك استاد آن دانشكده از طرف حكومت و وزارت تحصيلات
پذيرفته و مشكل حل شد كه به تعقيب آن دو رشته تظاهرات مخالف برگذار شد .
تظاهرات اول از طرف برخى اساتيد
و دانشجويان عليه دانشجويان اعتصابى كه در جريان آن عليه زمين و زمان مرگ نثار كردند
از هزاره و ديموكراسى شروع تا زنها و خارجى و داخلى تا پيپسى و خربوزه و گويا ازرييس
دانشكده و استاد بر كنار شده هم حمايت كردند .
تظاهرات دوم عليه رهبران جهادى
وسياسى هزاره وتاجيك و ادعاى مداخله خارجى در كشور ، كه درجريان اين تظاهرات
اينجانب و برخى از رهبران معظم جهاد ومقاومت را كه مدافعين سنگرهاى ديروز وطن در
برابر هجوم بيگانه از شمال و جنوب و سكاندارا ن ديموكراسى امروز هم هستند متهم
كردند كه به فرمايش آنان اين رهبران جواسيس ايران هستند و تصاويرشان را به آتش
كشيدند.
من درعين حالى كه اين سطور را از
باب أداء تكليف در برابر ملت، انجام وظيفه ملى و نيز بيدار باش دهى برا همقطارن
پارلمانى ام مينگارم. ولى از اينكه اين حملات عليه زبان، حيثيت انسانى، هويت
ملى و شخصيتهاى پايه و ملى اقوام باهم برادر كشور از ناحيه ارگ رياست جمهورى
سازماندهى ميشود وگردانندگان اين حملات كه يك روز كتاب سقاوى دوم را براى اجراى
جنو سايت ، تصفيه قومى اقوام ديگر كشور مينويسند ،
و روز ديگر در قالب مشاورين رياست
جمهورى به راه اندازى رسانه هاى برقى وچاپى مانند تلويزيون هاى ژوندون، كابل
نيوز و روزنامه و يسا و غيره أقدام ميكنند و از اين طريق به دستور باداران خارجى
و داخلى شان تخم نفاق بين ملت پاشيده و زمينه را براى جنگ داخلى پس از ٢٠١٤ مساعد
ميسازند و همه اينها درزير چتر امنيتى رياست جمهورى جايى كه مرد م به آن رأى دادند
واز آن توقع عزت وعدالت ملى داشتند صورت ميگيرد .
لازم ميدانم كه رييس جمهور را نيز
مخاطب ساخته واز ايشان برادرانه بخواهم كه به خاطر مصالح كشور، حفظ وحدت ملى،
پرهيز از بحرانهاى آينده مسايل آتى را درنظر گرفت منحيث رييس دولت و پاسدار قانون
اساسى جلو تعرض برحيثيت، حقوق وارزشهاى مردم را بگيرد .
( ١ ) جناب رييس جمهور شما ميدانيد كه زبان مادرى هر قوم و ملتى
سمبل عزت و بخشى مهمى از هويت ملى آنها ست ونيز زبان تحفه مادر است كه با خون ملت ها
عجين شده است و بدين جهت ملت افغانستان با درك اين معنى هردو زبان. پشتو و فارسى درى
را بحيث دو زبان رسمى در سطح كشور و زبانهاى محلى را در مناطق شان در لوى جرگه قانون
اساسى تصويب كردند بناءً هرگونه تعرض به اين دو زبان به منزله تعرض به حيثيت ملت
است، آيا قانون تحصيلات عالى كه در در دوره تقنينيه بخاطر يك كلمه (دانشگاه ) كه يك قطره از درياى مواج زبان مادرى مردم،
زبان درى است، از تصويب باز مانده، اهانت به همه ملت نيست. بناءً ايجاب ميكند
كه قاطعانه وارد عمل شده همكارانتان را كه در يك حلقه فاشيستى علي زبان فارسى درى
برنامه ريزى ميكنند سرجاى نشانيده و بن بست موجود را بشكنيد .
( ٢ ) مخفى ساختن هويت ملى اقوام در تذكره كه سند هويت ملى
اقوام هست از يكسو اهانت به همه اقوام باهم برادر كشور است، از سوى ديگر خلاف روحيه
قانون اساسى زيرا هويت چهارده قوم در ماده قانون اساسى به عنوان مالكان اصلى اين
سر زمين تسجيل شده و درسرود ملى كشور نيز ذكر شده حذف از سند ملى هويت، خلاف روحيه
قانون أساسي ميباشد فلهذا باتوجه به حساسيت موضوع وشرايط موجود كشور بايد جلو اين
تعرضات را منحيث پاسدار قانون اساسى گرفته و ملت را اعاده حيثيت نماييد
( ٣ ) تجاوز حريم شخصيت بزرگان و رهبران جهادى و سياسى اقوام
ديگرى از سوى يك تعداد اراذل بى بندوبار از طرف رييس دفتر شما با امكانات ارگ
رياست جمهورى و نسبت دادن جاسوسى به آنان امر ساده اى نيست، مردم ميدانند كه اين
پروژه ، در جهت بد نام سازى كسانى انجام ميشود كه رقيب سياسى و انتخاباتى تيم آينده
شما است و يا در تيم رقيب شما شخصيت هاى اثر گذار است . و اين خلاف روحيه ديموكراسى و
وحدت ملى است
. بياييد مطابق تعهد تان در
كنفرانس شيكاگو عمل نموده فضايى انتخابات را كه امنيت و ثبات آينده كشور به آن
بستگى دارد به از آلوده شدن به دسايس سياسى دور نگداشته و شفافييت و سلامت آنرا حفظ
نماييد و وحدت ملى را كه هم وظيفه وهم ضرورت حياتى جامعه افغانى است حفظ نماييم .
. درست
است كه من بحيث رييس يك جريان سياسى اثرگذار و نماينده يگ بخش ازملت افغانستان
و اپوزيسون. سياسى حكومت و تيم شما حق دارم باهمه كشور هاى ذى نفع در قضيه افغانستان
از دور و نزديك مسلمان و غير مسلمان روابط متناسب دوستانه داشته باشيم كه داريم،
وخصوصاً با كشورهاى اسلامى و همسايه مان كه با آنان مرزهاى زمينى مشترك داريم
ميخواهيم دوست باشيم و ما بالاى هيج كدام ادعاى ارضى نداريم و ميدانيم كه امروز حدود
ومرزهاى كشورمان مانند بقيه كشورها ى جهان با محاسب سانتى متر معين شده است در
گذشته هاى دور امپراتورى هاى كشورمان مانند غزنوى ها، غورى ها، تيموريها
و ابداليها بربسيارى ازكشورهاى منطقه حكومت كرده اما حالا جهان طور ديگر است
سازمان مللى هست و قوانين ومعيار هاى بين المللى .
اگر از كشور ما كسانى باشند كه بالاى
همسايها ادعاى أرضى دارند بهتر است از طريق كنوانسيونهاى حل منازعات بين المللى
و نهادهاى ديگر سازمان ملل و از طريق رفراندم مردم همان مناطق حل گردد . و اين دوستيها بر اساس روابط و احترام متقابل دو كشور حق
حاكميت ملى است نامزدورى اگر روابط دوستانه ما با بعضى مزدورى ما به بعضى كشورها تلقى
گردد پس بدون شك دوستى رييس جمهور با آنان نيز بايد همان معناى جاسوسى را بدهد،
زيرا رييس جمهور دوستيشان به مراتب پيشرفته تر از ما است. سرازير شدت پولهاى
اوپراتيفى سازمان هاى استخباراتى بعضى كشور ها به آدرس ارگ رياست جمهورى گواه اين
امر است .
اگر باور ندارى نى گواه است .
و نيز مردم افغانستان ما بابسيارى
ازكشور هاى اسلامى مشتركات دينى ، مذهبى ، فرهنگى وخونى دارند . جامعه هزاره هم جزء جامعه افغانى بوده واز اين قاعده
مستثنى نيست. مراكز دينى، علمى و كانون هاى فرهنگى ما با مراكز علمى، دينى
و فرهنگى، بسيارى از كشور دوست جدا از مسايل سياسى بتناسب مشتركات شان ارتباطات هم
دارند مثل ديگران و اين معنى دوستى را ميدهد نه مزدورى را مانند اين كه ارتباط ديگر
هموطنان ما كه در تيم حاكم اند معناى مزدورى را نمى دهند .
اينكه به بهانه نزاع ، با ما عليه
مقدسات ورموز بعضى كشورهاى همسايه تعرض ميشود ويا گاهى در رسانه هاى حقيقى يا
مجازى از آدرس جامعه هزاره هجمه عليه ديگران صورت ميگيرد اين را ميگويد از سنگر
ديگران عليه همسايه فيركردن ما خودمان رسانه داريم اگر موضعي داشته باشيم عليه
هر كشور ، بدون ترس ازهيج كسى بيان ميكنيم نيازى نيست قاچاقى وچريكى حمله كنيم .
پس بايد اتهام بندي هاى ناروا ازطرف
حلقه افراطى وتبعيض گراى ارگ عليه شخصيت ها ومردم ما متوقف و عوامل اين بهتانها
محاكمه و مطابق قانون محاكمه شود
.
جناب رييس جمهور گرچه من در طول
١٢ سال درمدت زيادى از زمان باحكومت شما اختلاف نظر داشته ام و در اين راه بر حق هم
بودم اينكه افغانستان از نظر فساد ادارى و مواد مخدر در جهان رتبه اول را كمايى كرده
و درعرصه تامين امنيت و ايجاد كار و بر گشت مهاجرين و ٠٠٠ ناكام بوده حقانيت مرا
در اين موضع گيرى به اثبات ميرساند و هم به شخصيت شما هميشه احترام داشته و شما را يك
انسان خير خواه ميدانم
.
بناءً با توجه، به موارد فوق اكنون
انتخاب با شما است يا مشكلات سه گانه ذكر شده را حل و متعصبين افراطى را از و حلقه
تبعيض گرا را از خود رانده و يا جلوگيرى ميكنيد كه در اين صورت افغانستان بطرف آبادى
و وحدت ملى و ديمو كراسي راه خود را باز خواهد كرد. يا اينكه شما هم با اين حلقات
همراه ميشويد كه آنگاه كشور وارد بحر انى خواهد شد كه پايان آن معلوم نيست .
والسلام على جميع عبادالله الصالحين.
حاجى محمد محقق رييس كميسيون عدلى وقضايي ولسى جرگه ومسؤل حزب وحدت اسلامى مردم افغانستان. ١٢/٣/١٣٩٢