به دانشجویان مبارز کابل که برای رفع ستم و تبعیض در مقابل پارلمان به اعتصاب غذا و تحصن پرداخته اند.

جز طپانچه چیست راهی !



تیشه را دیگر به  فرق خود مزن در عاشقی

کهنه شد فرهاد, عشق ما است عشق خالقی

عشق, وحشی بود  خالق عشق را زنجیر کرد

کُفت آن را بر دهان یاوه مستطنقی

بر فراز سخره ها «چل دختران» با خون نگاشت

 لایق لبخند شیرین  نیست هر نالایقی

شهر آزادی که می گویند, در آیینه نیست

پشت دریا هاست, باید ساخت از نو قایقی

**

پادشاه! این بار بغض تلخ خالق را بفهم

 جز طپانچه چیست راهی, گر نباشد منطقی

چشم واکن زردی این رنگ و رخ ها را ببین

بحث لازم نیست می فهمی خودت که ناحقی

خون من در جوی و جر جاریست آسان تر از آب

 از ارزگان تا کلات و  تا دیار مشرقی

***

فرق استبداد را تبعیض را باید شکافت

 تیشه را دیگر به فرق خود مزن در عاشقی 

قنبرعلی تابش

1/ 3/1392